مروری کوتاه بر برندسازی شخصی

از مدت ها قبل، متنی کوتاه در خصوص موج بلند و خروشان علاقمندان به برند سازی شخصی (personal branding) در ایران را در تلفن همراه یادداشت کرده بودم ولی فرصت کافی برای بسط و تکمیل آن را نمی یافتم. امروز اما، دیدن تصویری از چهره ی یکی از دوستان فعال و قدیمی در عرصه خدمات محتوای مجازی – که مشخصا در شبکه های اجتماعی تصویر محور فعالیت بسیار مؤثری نیز دارد – روی بیلبوردهای شهری، مرا بر آن داشت که حتی محدود در این باره بنویسم.

جستجو در مورد برند سازی شخصی در محتوای فارسی و انگلیسی مجازی، نتایج بسیاری را از منابع مختلف نشان می دهد. نمی توان در مورد وب سایت های غیر شخصی خارجی که هویت مدیران آنها مشخص نیست، نظر خاصی ارائه نمود ولی در مورد وب سایت های شخصی خارجی و خصوصا ایرانی، مطالب متنوع و گسترده ای عرضه شده که عمدتا در خصوص برند بودن شخص نگارنده شک بسیار است. هرچند، شاید بتوان مفاهیم کارشناسی و برند بودن در زمینه ای خاص را بخوبی از یکدیگر تفکیک کرد. ولی جامعه، گفته های فضانوردی را که فضانوردی کرده و بر همگان شناخته و ثابت است را قبول می کنند یا فردی ناشناس در دفتری ناپیدا در مرکز ناسا یا هر مجموعه دیگر، که شاید حتی سال ها به طراحی و مطالعه عملیات فضایی پرداخته است؟

بدیهی است که این تئوری، شامل حال نگارنده نیز می شود. از این روی، با استناد به مطلب جامع و قابل تأمل آقای محمدرضا شعبانعلی در وب سایت شخصی ایشان (که از قضا تنها فردی بودند که بر عدم اشراف خویش بر برندسازی شخصی و نیاز به مرور از بیرون بر این موضوع تاکید داشتند)، طی چند نکته مروری کوتاه بر برند سازی شخصی یا پرسونال برندینگ بشرح ادامه ارائه می شود.

۱- نداشتن یک برند شخصی، تضادی با مشاهده مشکل و خطا در برندسازی شخصی ندارد و توصیه به عدم هر مشکل، به نوعی توصیه به شکل دهی و طراحی درست برند شخصی است،

۲- برند سازی شخصی منابع علمی فراوانی ندارد و عمده مطالب مربوط به تجربیات و برداشت های متنوع مدعیان و نه برندهای واقعی در این عرصه است.

۳- شهرت لزوما با داشتن برند شخصی هم معنی نیست. مشاهیر عمدتا به واسطه ارائه خدمات و تولیدات مادی و معنوی ارزشمند در طول سالیان حیات، در کانون توجه جامعه قرار گرفته اند. مثال بارز چهره های ماندگار ایرانی هستند که نه – صرفا – به واسطه برندسازی شخصی، بلکه – عموما – به واسطه یک عمر خدمات ارزشمند خود در نظر دولت و جامعه، به عنوان چهره ماندگار معرفی می شوند.

۴- تعریف عمومی برندسازی شخصی معمولا رابطه ای عکس با شهرت دارد. در مثال چهره های ماندگار، برندسازی شخصی، فردی بدون دستاوردهای قابل توجه و ارزشمند را به واسطه استفاده از روش های مختلف طی زمانی نامشخص به چهره ای تبدیل می نماید که – دست کم در تئوری – توانایی انجام خدمات بسیار ارزشمند را دارد.

۵- دسترسی ساده به رسانه، یکی از عوامل هموار کننده برند سازی شخصی است. ولی این عامل تقریبا هیچگاه به تنهایی برای ایجاد و دوام یک برند شخصی کافی نخواهد بود.

۶- انتخاب برند سازی شخصی توسط فردی که هیچ پیشینه قابل توجهی نداشته، معمولا نتیجه ای در بر ندارد. هرچند امکان حرکت در این مسیر وجود دارد، ولی نبود شالوده و پایه های محکم همیشه دوام این برند را تهدید می نماید. مثال بارز، برخی خود سلبریتی پندار های نوجوان و جوان برخی فضاهای مجازی مانند اینستاگرام است.

۷- برند سازی شخصی موفق زمانبر است و ادعای شخصی، گواه قابل قبولی بر برند بودن وی نیست. در مثالی دیگر، می توان گفت که اگر بخش قابل توجهی از جامعه مهندسین عمران ایرانی، – مشخصا به شرط شناخت- در خصوص دستاوردها، نظریات و اقداماتِ مسعود علامه نظر مساعد و مثبتی داشته باشند، پس وی می تواند نسبت به برند بودن نام و هویت خود مدعی باشد.

۸- در برند سازی شخصی موفق، مخاطبین به واسطه خدمات و دستاوردهای موفق یک شخص به وی روی می آورند و اصولا رویکرد شخص مورد نظر به سمت دستاوردهای بیشتر است و نه به سوی مخاطبین. مثال بارز این مورد را می توان در خصوص محمدرضا شعبانعلی به عنوان فردی مستعد، متفکر و برون ریز به کار برد که به واسطه موفقیت ها و دستاوردهای خاص خود، و نه بازاریابی صریح هویت شخصی، مسعود علامه و دیگران را به سمت تایید آگاهانه برند خود سوق می دهد.

۹- ایجاد برند شخصی خوب و موفق سخت است. رویا پردازی، ارائه غیر واقعی، افزودن اهمیت و جلوه ی هویت شخصی نسبت به قابلیت ها و دستاوردهای شخصی، یک رنگ نبودن، نداشتن راهبرد کوتاه و بلند مدت و عدم خود شناسی، همگی از موانع ایجاد یک برند شخصی موفق هستند. مثال بارز، بسیاری برند های شخصی شکست خورده ای هستند که دوام و سرنوشت آنها قابل حدس است.

۱۰- گاهی یک برند شخصی موفق، ارزش ها و هنجارهایی متضاد و مخالف با ارزش های ذهنی دیگران دارد. یا محدوده ی افراد مدافع و مؤید موفقیت آن برند، بسیار محدود است. برند شخصی مورد نظر در هر دو این حالات، همچنان موفق است. مثال بارز این مورد در خصوص افرادی با تئوری های ذهنی غیر اعتدال گراست که عموما عده ای از جامعه مخاطب یا غیر مخاطب چنین مواردی را تایید نمی نماید. در مثالی دیگر سطح برند شخصی فردی، بواسطه ارزش ها و دستاوردهایی که از نظر بخش حتی عمده ای از جامعه، کم ارزش و اُفت قلمداد می شوند، پایین نمی آید و همچنان یک برند موفق است. و آخرین مثال مربوط به برندهای شخصی محدود به حیطه ای بسیار خاص و شاید حتی غریب است که جامعه تایید کننده بسیار کم جمعیتی دارند ولی به دلیل اثر گذاری غیر عادی در اذهان مخاطبین خود، یک برند شخصی کاملا موفق قلمداد می شوند.

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

4 دیدگاه ها فعال "مروری کوتاه بر برندسازی شخصی"

اطلاع از
avatar
ترتیب دیدگاه ها:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین امتیاز
محمدرضا شعبانعلی
بازدید کننده

سلام.
امروز در جستجوی اینترنتی این شانس را داشتم که مطلب زیبای شما را در مورد برند شخصی ببینم. از آنجایی که خودم هم همچنانکه اشاره فرموده‌اید از علاقمندان این موضوع هستم و از سویی نگارش و نگرش شما چنان دقیق هست که بازآفرینی آن منطقی نباشد، می‌خواستم اجازه بگیرم که در صورت موافقت شما، مطلب‌تان را در وبلاگ شخصی ام نقل کنم.

امیر
بازدید کننده

به نظر اینجانب که سه سال است سایت اقای شعبانعلی را پیگیری و مطالعه می کنم .این کامنت به نظر من از اقای شعبانعلی نیست.لطفا حرفه ای باشید.خودتان باشید بیشتر ارزشمند است.

wpDiscuz
Top